.. :: 293 :: ..

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

.. :: 293 :: ..

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

تقوا و بصیرت

از آیات و احادیث استفاده می شود که تقوا به انسان بصیرت و بینش صحیح می دهد تا مصالح واقعی دنیا و آخرت خود را تشخیص دهد و دنبال کند. از باب نمونه:

 

خدای حکیم در قرآن می فرماید: ای اهل ایمان! اگر تقوا پیشه کنید خدا برای شما فرقان قرار می دهد1  یعنی دیده بصریت می دهد تا طرق سعادت و شقاوت و مصالح و مفاسدتان را تشخیص دهید.

 

در آیه دیگر می فرماید: باتقوا باشید تا علوم را بر شما اضافه کند،‌ خدا بر هر چیزی عالم است2.

 

با اینکه قرآن برای عموم مردم نازل شده لیکن متقین هستند که هدایت می شوند و پند می گیرند. به همین جهت می فرماید:

 

قرآن برای مردم بیان است و برای اهل تقوا هدایت و پند می باشد3.

 

 

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: همانا که تقوا داروی شفا بخش بیماری های قلب و سبب بینایی چشم دل شما می باشد4.

 

پیامبر اسلام فرمود: اگر نبود که شیاطین بر گرد قلوب بنی آدم دور می زنند، عالم ملکوت را مشاهده می کردند5.

 

امام صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود: برای فساد قلب چیزی از ارتکاب معصیت بالاتر نیست، قلب با گناه، در گیر می شود تا حدیکه گناه او را مغلوب می سازد و زیر و رویش می کند6.

 

از این قبیل آیات و احادیث استفاده می شود که تقوا باعث بصیرت و بینایی عقل می شود و نیروی درک و تمییز را تقویت می کند. عقل گوهر گرانبهایی است که در وجود انسان بودیعه نهاده شده تا به وسیله آن مصالح و مفاسد، خیرات و شرور، عوامل سعادت و شقاوت و بالاخره بایدها و نبایدها را خوب بشناسد و تمییز دهد.

 

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: عقل در بدن، رسول حق است7.

 

آری چنین رسالت مهمی به دوش عقل نهاده شده و توان انجام آن را دارد،‌ لیکن در صورتی که  قوا و غرائز، حکومت او را پذیرفته، مخالفت و کارشکنی و جوسازی نکنند. هوی و هوس ها دشمن عقل هستند و نمی گذارند کارش را به خوبی انجام دهد.

 

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: هوای نفس دشمن عقل است8.

 

و فرمود: هر  کس که مالک شهوت خویش نباشد مالک عقلش هم نخواهد بود9.

 

و فرمود: عجب و خود بینی عقل را فاسد می کند10.

 

و فرمود: آدم لجباز رأی (درستی) ندارد11.

 

درست است که حکومت و اداره بدن بدست عقل سپرده شده و توان آن را هم دارد، لیکن غرائز و  تمایلات نفسانی از موانع بزرگ موفقیت او هستند، اگر یکی از غرائز یا همه آنها از حال اعتدال خارج شده، دست به طغیان زنند و به جوسازی و کارشکنی پردازند، عقل چگونه می تواند در انجام وظیفه موفق باشد. چنین انسانی عقل دارد، لیکن بدون درک و تمییز. چراغ دارد اما هوی ها و هوس ها و شهوت ها و غضب ها مانند ابر تاریک یا مه غلیظی او را فرو گرفته اند، نورش را خاموش ساخته و از درک واقعیات بازش می دارند. آدم شهوت پرست چگونه می تواند مصالح واقعی خود را بشناسد و نیروی طغیانگر و تسلط یافته شهوت را مهار کند؟ انسان خود بین کی میتواند عیوب خود را بشناسد تا در صدد اصلاح آن برآید؟ و همچنین سایر صفات زشت مانند: خشم و حسد و طمع و کینه توزی و تعصب و لجبازی و حب مال و مقام و ریاست و... را چطور می تواند از خود دور سازد؟

 

اگر یکی از این ها یا بیشتر بر نفس تسلط یافت، عقل عملی را از درک واقعیات باز می دارد و اگر عقل بخواهد بر خلاف آنها عملی را انجام دهد جوسازی و کارشکنی را شروع می کند و غوغا و داد و فریاد را به راه می اندازد آن چنان که محیط را بر عقل تاریک نماید و او را در انجام وظیفه ناتوان سازد. انسانی که در اسارت هوی ها و هوس ها باشد حتی از پند و اندرز نیز نتیجه نخواهد گرفت بلکه مواعظ و آیات قرآن بر قساوت قلبش نیز خواهد افزود.

 

بنابراین، تقوا را می توان از بهترین و موثرترین عوامل  بصریت و روشن بینی و وظیفه شناسی شمرد.

در خاتمه لازم است یاد آور شویم: اینکه گفته شد، تقوا موجب ازدیاد بصیرت است، در عقل عملی و تشخیص وظیفه و به اصطلاح شناخت باید ها و نباید هاست، نه در عقل نظری و درک حقایق. چنان نیست که آدم بی تقوا از درک مسائل ریاضی و طبیعی هم ناتوان باشد، گرچه تقوا در فهم و تیز هوشی نیز تا حدی می تواند موثر واقع شود.

 

 

 

1. انفال / 29.

2. بقره / 281.

3. آل عمران / 138.

4. نهج البلاغه ، خطبه 198.

5. بحارالانوار ، ج70 ، ص59.

6. بحارالانوار ، ج70 ، ص 54.

7. غررالحکم ، ج1 ، ص 13.

8. غررالحکم ، ص 13.

9. غررالحکم ، ص 702.

10. غررالحکم ، ص 26.

11. غررالحکم ، ص 31.

تقوا و پیروزی بر مشکلات

یکی از آثار مهم تقوا غلبه بر مشکلات و دشواریهای زندگی است.

 

خدا در قرآن می فرماید: هر کس که تقوا را پیشه خود سازد، خدا (در حل مشکلات) راه خروجی برایش قرار می دهد و از آن راه که گمان نمی برد به وی روزی می رساند1.

 

باز می فرماید: هر کس که تقوا را پیشه سازد خدا کارهایش را آسان می گرداند2.

 

 

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: هرکس که تقوا را پیشه سازد شداید و سختیها از او دور می شود،‌ بعد از اینکه نزدیک شده است. تلخی ها برایش شیرین می گردد، اموج مشکلات متراکم، در برابرش شکافته و پراکنده می شود و امور دشوار و دردناک برایش آسان می گردد3.

 

از این قبیل آیات و احادیث استفاده می شود که تقوا در حل مشکلات و غلبه بر دشواری ها به انسان کمک می کند. اکنون باید دید تقوا در این موارد چه تاثیری می تواند داشته باشد.

 

مشکلات و سختیهای زندگی را بطور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد:

 

نوع اول    مشکلاتی که حل آنها در اختیار نیست، مانند نقص عضو، ابتلا به بیماری های غیرقابل علاج و خطر های غیر قابل پیشگیری و امثال اینها که جلوگیری و رفع آنها از امکان ما خارج است.

 

نوع دوم    مشکلات و دشواری هایی که تصمیم و اراده ما در حل آنها و حتی در پیشگیری آنها می تواند موثر باشد. مانند غالب گرفتاری های روحی و جسمی و خانوادگی و اجتماعی و شغل و غیره.

 

البته تقوا در حل هر یک از این دو مشکل می تواند نقش مهمی را ایفا کند. اما در بخش اول ، گرچه جلوگیری از آن مشکل و بر طرف ساختن آن برای ما عملاً غیر ممکن می باشد، لیکن چگونگی برخورد با آن گرفتاری ها در اختیار ماست. انسان با تقوا و خودنگهدار که به نفس خویش کاملاً تسلط دارد و جهان و مشکات جهان را گذراو زندگی آخرت را اصیل و باقی می داند و بر نیروی لایزال الهی تکیه دارد، حوادث و مشکلات دنیا را کوچک و موقت می شمارد و جزع و فزع نمی کند، بلکه در برابر خواسته های الهی تسلیم محض خواهد بود. انسان باتقوا، با خدا و جهان آخرت مانوس و دلگرم است. حوادث و مشکلات و معصیبتها ذاتاً دردآور نیستند بلکه اضطراب و عدم تحمل نفس است که اسباب ناراحتی انسان را فراهم می سازد، و تقوا در این باره به انسان کمک می کند.

 

اما نوع دوم ، اکثر گرفتاری ها و شدایدی که زندگی را بر انسان تلخ می کنند معلول صفات زشت و هوی ها و هوس های نفسانی و غلبه تمایلات شیطانی می باشند. اغلب گرفتاری های خانواداگی را زن یا شوهر یا هر دو، در اثر عدم تسلط بر خواسته های نفسانی بوجود می آورند، و خود در آتشی که بدست خودشان افروخته اند می سوزند و جزع و فزع می کنند. سایر مشکلات نیز همین طور است.

 

اخلاق فاسد مانند حسد، کینه توزی، انتقام جویی، طمع، شهوت، خشم، بلند پروازی، تکبر و امثال اینها هستند که برای انسان گرفتاری و مشکل و غم و غصه بوجود می آورند و زندگی شیرین را تلخ می سازند. این چنین شخصی چنان اسیر خواسته های نفسانی است که از شناخت درد و دوای  خویش هم عاجز می باشد. بهترین و مؤثرترین چیزی که می تواند از وقوع این حوادث جلوگیری کند همانا تقوا و کنترل نفس و خود نگهداری است . برای شخص متقی این قبیل حوادث دردناک اصلاً بوجود نمی آید، او با دلی آرام و قلبی نورانی به حیات خویش ادامه می دهد و برای آخرت توشه بر می دارد.

 

حب دنیا سرچشمه تمام گرفتاری ها است ولی شخص با تقوا به دنیا و مافیها دلباخته نیست تا از فقدان آنها رنج ببرد.

 

امیر المومنین فرمود: از حب دنیا بپرهیز که اصل هر گناه و معدن هر بلائی است 4.

 

 

1. طلاق / 2 .

2. طلاق / 4 .

3. نهج البلاغه ، خطبه 198.

4. غررالحکم ، ص 230.